|
|
|
|
 |
| تجربه تلخ استاندار غیر بومی و انتظاری که از اصولگرایان می رود |
| شنبه ، ٢۶ تير ماه ١٣٨٩ |
|
تجربه تلخ استاندار غیر بومی و انتظاری که از اصولگرایان می رود
یونس قیصی زاده
انتصاب استاندار جدید بوشهر را می توان از چندین منظر مورد بررسی قرار داد:
1- تجربه تلخ استانداری سردار شفقت در بوشهر و ضعف عملکرد وی در دوره استانداریش، نشان داد که هرگاه منافع جناحی بر منافع عمومی و مردمی برتری یابد، نتیجه ای جز کند شدن روند توسعه استان و زیان مردم استان بوشهر به همراه نخواهد داشت. همانطور که شفقت تا ابد در بوشهر نماند و رفتنی شد، دیگر استانداران نیز نخواهند ماند و دیر یا زود رفتنی می شوند و آنچه می ماند مردم استان بوشهر هستند و زمانی که برای توسعه و عمرانی آنها صرف شده و یا اینکه به هدر رفته. عملکرد هر استاندار به روشنی مشخص و معین است و تعریف و ثنای چاپلوسانه جناحی نیز چیزی بر آن نمی افزاید، مهم این است که توان مدیریتی اشخاص تا چه اندازه توانسته است در خدمت روند توسعه استان و رفع مشکلات مردم قرار گرفته و یا اینکه تنها فرصت سوزی بوده که دودش به چشم مردم استان بوشهر فرو می رود.
در این شرایط بهتر است که اصولگرایانی که دلشان به حال مردم و مملکت می سوزد، به دلیل نزدیکی به کانون قدرت، منافع مردمی را بر منافع شخصی مدیر ارجح دانسته و نگذارند که مدیران ضعیف اصولگرا در مناصب مدیریتی، با ضعف مدیریتی خود، مردم استان بوشهر را دچار مشکلات بیشتری نمایند. بدیهی است چنانچه روند توسعه استان بوشهر در زمان مدیریت اصولگرایان شدت گیرد و طرحهای بزرگ عمرانی و خدماتی به سرانجامی برسد، افتخار آن برای اصولگرایان است که می توانند نمونه موفقی را از مدیریت دوران خود بازگو نمایند. همانطور که امروز اصلاح طلبان بوشهر با افتخار از دوران نمایندگی محمد دادفر یاد می کنند و استانداری مهندس تبادار را نمونه و الگوی مدیریت موفق و درخشان نیروهای بومی در استان بوشهر می دانند، و همه این موفقیتها را منتسب به دوران مدیریتی اصلاح طلبان می دانند، اصولگرایان نیز باید نمونه ای از موفقیت های مدیریتی خود را مثال بیاورند، اما حقیقت موضوع اینکه شاخص ترین نماینده مجلسشان در زمان نمایندگی جز حاشیه پردازی و طرح مسایل نامربوط به توسعه استان بوشهر، عملکرد قابل دفاعی ندارد و استاندار نخستشان نیز به دلیل اختلافات درون گروهی و دعواهای سخیف جناحی، برکنار و استاندار دیگرشان نیز لقب ضعیف ترین استاندار تاریخ بوشهر را از مطبوعات گرفت. در این شرایط که استاندار جدید بوشهر بدون توافق اصولگرایان درون استان و نظر مساعد زعماء ارشد استان بوشهر به این منصب رسیده است، اصولگرایان بهتر است از تجربه استانداری شفقت درس بگیرند و بجای تایید و یا سکوت در برابر عملکرد ناموفق، سعی نمایند با دلسوزی و توجه به منافع مردم استان بوشهر، از استاندار جدید بوشهر کار و تلاش طلب نمایند و حداقل برای حفظ آبروی جناحی خود هم که شده، حداقل یک نمونه از مدیریت موفق را برای ثبت در حافظه تاریخی مردم بوشهر، به یادگار بگذارند تا تنها اختلافات جناحی و مدیران ضعیف و کند شدن روند توسعه استان از آنان به یادگار نماند.
2- بی تفاوتی فعالان اجتماعی ، صاحب نظران ، دانشگاهیان، کارشناسان و نخبگان استان بوشهر نسبت به روند توسعه استان بوشهر، غفلتی است که زیان آن بیش از همه یقه مردم استان را خواهد گرفت و بدلیل انتظاری که مردم از این اقشار در روند توسعه و عمرانی بوشهر دارند، زیبنده نیست که بسیاری از آنان بدلیل وضعیت سیاسی حاکم، از لحاظ اجتماعی نیز دچار انفعال شده و نسبت به سرنوشت مردم استان بوشهر بی تفاوت شوند. این بهترین شرایط برای مدیرانی است که می خواهند بدون دغدغه، مدیریت ضعیف خود را در بوشهر بگذرانند و آسوده پیک نیک مدیریتی خود را در بوشهر خوش باشند و پرستیژ مدیریتی بگیرند و عملکرد لاک پشتی داشته باشند. در این شرایط چنانچه فعالان اجتماعی نیز سرخورده از حوادث رخ داده، مهر سکوت بر لب زنند و قلم های خود را کناری بگذراند و حاشیه خاموشی برگزینند، تنها عقب افتادگی مضاعف و فرصت سوزی شتابنده و توسعه نیافتگی فقیرانه است که سهم مردم استان بوشهر خواهد شد.
گرچه نمی توان در این مدت، حضور آگاهانه و حساسیت هوشیارانه روزنامه نگاران استان بوشهر را نسبت به کندی روند توسعه استان بوشهر نادیده گرفت، اما انتظار است که در این مسیر همه دلسوزان و صاحب نظران و دانشگاهیان خود را مسئول دانسته و حضوری تاثیر گذار در این میدان داشته باشند.
3- طبیعی است که انتصاب اشخاص به عنوان استاندار در دولت کنونی از لحاظ سیاسی در نزد اصلاح طلبان استان بوشهر دارای اهمیت چندانی نبوده و به عبارتی اولویتی برای آنان محسوب نمی گردد که بخواهند برای تحت تاثیر قرار دادن تصمیمات در این رابطه، برنامه و یا فعالیتی داشته باشند. بنابراین بهتر است که تیم رسانه ای اصولگرا بجای آفرینش خبرهای خیالی و توهمی، از اصلاح طلبان دشمنان خیالی برای مدیریت ارشد استان نسازند و بدانند که نشستن اشخاص بر این مسند برای اصلاح طلبان از اهمیت چندانی برخوردار نیست که توجه خود را بر روی آن معطوف سازند و از این رو مسئولیت عدم توان مدیریتی و ضعف عملکردی خود را در روند توسعه استان مردانه بر عهده گیرند.
|
| نظرات شما |
| طالب موذنی |
| درود بر شما
از این نظر که فعالان اجتماعی باید نسبت به توسعه استان در هر حالت بی تفاوت نباشند درست همچنین از این نظر که فعالان فضای نقد استان را زنده نگه دارند هم درست, اما اینکه اینگونه تلاش ها با نگاه به مدیران و دست اندرکاران و دست بند داران ! و نقد عملکرد آنان انجام شود به نظرم نتیجه ای ندارد و اثر آن سرخوردگی دوباره فعالان می شود. به نظر من ما نیاز به یک گفتمان تازه برای توسعه استان داریم که نه فقط متوجه مدیریت که متوجه همه جنبه های زندگی و توسعه زندگی در استان باشد. ضمن آنکه این گفتمان مزه نقد هم بدهد اما بیش از هر چیز حاوی به هم پیوستگی ابعاد مختلف توسعه باشد. گفتمانی که در آن هم سیاست باشد و هم فرهنگ و هم اقتصاد. هم نان و هم ایمان و هم سیمان. جمع کردن نخبگان و اجماع آنها کاری است که از هر نقطه استان شروع شود باید بزرگش کرد تا تبدیل به یک حرکت شود. |
|
| |
|
|
|
|
|
|
|