|
امروز صبح که خواستم از خانه بیرون بیایم فکر کردم که در میدان جنگ قرار دارم. خاکریزی از شن و ماسه توی کوچه و درست روبروی خانه ما ریخته شده بود که امکان رفت و آمد وسایل نقلیه را گرفته بود. با توجه به اینکه این کوچه محل رفت و آمد زیادی است ماشین ها بعد از رسیدن به وسط کوچه باید دنده عقب می گرفتند و بر می گشتند. توی این کوچه می خواهند یک چند طبقه بسازند و پیمانکار ساختمان برای اینکه چند ریال صرفه جویی کند، مصالح ساختمانی اش را درست وسط کوچه خالی می کند. اینهم نشانه ای از احترام به حقوق شهروندان توسط شهروند دیگری.
یک روز بهش گفت که اینکار شما درست نیست و باعث اذیت و آزار ساکنین کوچه و عبور کنندگان می شود.
گفت: نصف کوچه که متعلق به خودمان است که این طرف کوچه هستیم، من فقط نصف کوچه را که متعلق به آن طرفی هاست گرفته ام.
عجب توجیه ای؟!
گفتم: مگر کوچه متعلق به من و توست که هر طوری بخواهیم از سهممان استفاده کنیم و آنرا بین خودمان تقسیم کنیم؟
در همین موقع یکی از ساکنین کوچه رد شد و گفت: چکار می توانیم کنیم؟ باید بسازیم دیگه.
این گفته دقیقا نشان دهنده روحیه بسیاری از مردم بوشهر است: گذشت بیش از اندازه، راضی بودن به خرابی موجود، حوصله اعتراض نداشتن، قانع بودن، چشم پوشی از حق خود و عدم تمایل ورود به مسئله و...
متاسفانه شهرداری هم نظارت جدی بر این ساخت و سازها ندارد و پلیس ساختمانی یا نیرو به اندازه کافی ندارد یا امکانات و یا ...
بنده خدایی تعریف می کرد که در یکی از شهرها (این شهر بوشهر نبوده است) با سد معبر در حال ساخت و ساز بوده که مامورین شهرداری می رسند و فرغون و بیل و وسایل کارگران را می ریزند توی ماشین تا ببرند. پیمانکار گفت الانه درستش می کنم. رفت پهلوی مامورین و گفت چرا کاری می کنید که ما برویم از دوباره وسایل بخریم؟ بیایید این وسایلی را که می خواهید ببرید به خودمان بفروشید.
بعد از اندکی چونه زدن خوشبختانه مامورین شهرداری ابزارها را با قیمت مناسبی به خودمان فروختند و رفتند و پیمانکار هم شروع کرد به ادامه کار.
در هر صورت سد معبر بوسیله مصالح ساختمانی مشکلی است که باید شورای شهر بوشهر و شهرداری وقت بیشتری را برای رفع این مشکل بگذارند.
|