|
آيا حق با وزير نفت است؟
وزير نفت فرموده اند كه به رئيس جمهور اعلام نموده كه انتقال دفاتر نفتي به استان بوشهر امكان پذير نيست. حتما ايشان نبود امكانات در بوشهر و عدم تمايل كاركنان دفاتر نفتي پايتخت نشين به حضور در استان محرومي همانند بوشهر را دليل اصلي براي امكان پذير نبودن انتقال اين دفاتر به بوشهر مي دانند.
اگر بخواهيم آدم منصفي باشيم بايد حق را به وزير نفت و كارمندان تهران نشين نفت بدهيم كه حاضر نباشند دل از پايتخت با امكانات ويژه و عالي بركنند و رهسپار استان محرومي همانند بوشهر شوند كه نه پارك درست و حسابي براي تفريح دارد و نه باشگاههاي تفنني براي گذراندن وقت و نه هتل هاي چند ستاره براي پذيرايي از ميهمانان عالي مقام و نه خيابانهاي شيك و تميز براي رانندگي و نه شهرهاي آباد براي زندگي و ... بعد چطور بايد انتظار داشته باشيم كه كاركناني كه در لوكس ترين و پولدارترين وزارتخانه كار مي كنند، بلند شوند و دست زن و بچه هايشان را بگيرند و بيايند در شهر دورافتاده اي كه نمي دانند كجاي ايران قرار گرفته، زندگي كنند! اصلا كلاسشان به زندگي در اين شهرهاي دور افتاده و محروم مي خورد؟!
بنابراين در اين زمينه حق با وزير نفت است و كارمندان نفتي تهران نشين، فقط مي ماند يك مسئله جزئي كه شايد از ديد وزير و كارمندان نفت چندان مهم هم نباشد.
در كشور ايران استاني وجود دارد به نام بوشهر كه از يكي از شهرهاي آن به نام خارگ در میان بیست پایانه بزرگ دنیا، از نظر حجم و دقت در عملیات بارگیری و ذخیره سازی نفت در طول سال، از همه پایانه ها فعال تر است و سالانه 1020 کشتی با حجم 100 تا 575 هزار تن در كنار اسكله هاي آن پهلو می گیرند، و سالانه 960 ميليون بشكه نفت ايران را صادر مي كنند كه بيش از 90 درصد نفت كشور است و همين شهر كوچك در اين استان محروم سالانه از اين طريق دهها ميليارد دلار پول را براي كشور بدست مي آورد.
در اين استان محروم شهري به نام عسلويه قرار دارد كه در كنار آن مخزن بزرگ گازي وجود دارد كه 9 درصد گاز جهان را در خود ذخیره کرده است، و گاز توليد شده روزانه آن به صدها ميليون فوت مكعب در روز مي رسد و همين شهر كوچك در اين استان محروم نيز سالانه دهها ميليارد دلار پول را براي مردم ايران بدست مي آورد.
پول هاي نفت و گاز بدست امده از استان بوشهر خارج مي شوند و مي روند در دست پايتخت نشينان و در آنجا كلي زحمت روي آنها كشيده مي شود تا براي آبادي تهران و ساختن هتل و پارك و خيابان و ساختمان و فرهنگسرا و استخر و رستوران و ... هزينه شود تا اينكه يك وقت خداي نكرده ساكنان پايتخت و از جمله همين كاركنان زحمتكش دفاتر نفتي، براي زندگي در آنجا ، كمبودي حس نكنند و بتوانند راحت و آسوده خوش باشند. چه اهميتي دارد كه ما هنوز توي خارگ آب سالم براي آشاميدن ساكنان آن نداشته باشيم و در عسلويه با تانكر آب توزيع كنيم! اينطور است كه ما محروم مي مانيم و تهراني ها پيشرفته و بعد همين كاركنان دفاتر نفتي ناز مي كنند براي آمدن به استان محرومي مثل بوشهر كه در تمامي اين سالها تهران و چند شهر نور چشمي ديگر را از پول نفت و گاز اينجا آباد كرده اند.
اينجاست كه آقاي وزير حق با شما و با آن كارمند دفتر نفتي اتان در تهران نيست كه روي بوشهر براي آمدن به محل كار اصلي اش ناز مي كند. حق با من بوشهري است كه از شما و ديگر مسئولان بپرسم كه چرا در تمامي اين سال ها كه ديگران از پول بدست آمده از اين استان استفاده مي كردند و پيشرفت كردند، خود مردمانش لايق و سزاوار آبادي و عمران نبودند؟ امكاناتي كه بايد در اين استان براي خروج از محروميتش و سزاوار بودن جلوس نفتي ها آماده مي شد، را با چه پولي بايد مي ساختند؟
اقاي وزير خوش نشيني را چند صباحي بگذاريد و دست زن و بچه اتان را بگيريد و بياييد در ميان مردم بوشهر و خارگ و عسلويه زندگي كنيد تا بدانيد كه پول نفت را بجاي تهران مي توانستند در جاهاي ديگري از همين سرزمين هم هزينه كنيد و نكرديد. حالا شايد به خاطر قدوم مبارك شما نفتي ها هم كه شده باشد، اندكي به مردم اين مناطق محروم هم توجهي شود و حداقل آب سالمي آنها را سيراب كند.
|